یکشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۵ - ۲۰:۵۰
تحلیل راز توفیق عالمان ربانی و شهدای روحانی حوزه‌های علمیه شیعه

حوزه/ «راز توفیق» عالمان ربانی و شهدای روحانی چیست که نه‌تنها به قله هدف حوزه علمیه رسیده‌اند و طبیب قلب‌ها شده‌اند، بلکه منشأ تحولات «علمی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی» نیز گردیده‌اند؟

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، مبلغ نخبه حجت الاسلام و المسلمین سید محمدتقی قادری، به مناسبت ایام هفته دفاع مقدس و نقش علمای ربانی و شهدای روحانی در هشت سال دفاع مقدس یادداشتی را با عنوان «تحلیل راز توفیق عالمان ربانی و شهدای روحانی حوزه‌های علمیه شیعه» به رشته تحریر درآورده است که مشروح آن را در ذیل می خوانیم؛

در زمان و موقعیتی ما و شما، اساتید و طلاب خواهر، در این حوزه، شهید غفاری حضور پیدا کردیم که با چند مناسبت ویژه؛ «هفته دفاع مقدس، آغاز تحصیلی حوزه‌های علمیه، سالگرد شهید سیدحسن نصرالله و رحلت حضرت آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی» روبه‌رو شده است. این مناسبت‌ها یک پرسش قابل تأمل را در برابر ما قرار می‌دهد و آن اینکه:
«راز توفیق» عالمان ربانی و شهدای روحانی چیست که نه‌تنها به قله هدف حوزه علمیه رسیده‌اند و طبیب قلب‌ها شده‌اند، بلکه منشأ تحولات «علمی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی» نیز گردیده‌اند؟

رسیدن به پاسخ این پرسش جدی و درس‌آموز، زمانی میسر و امکان‌پذیر خواهد شد که ما بتوانیم با مطالعه سلوک رفتاری آنان و خصیصه‌هایی که زمینه‌ساز چنین توفیقات شگفتی شده است، این ویژگی‌ها را احصا کنیم. از همین رو، تنها هشت خصیصه را به مناسبت هشت سال دفاع مقدس مورد تحلیل قرار می‌دهیم.

۱. «فریضه دانستن دروس حوزوی»

نخستین خصیصه عالمان ربانی، «واجب و فریضه» دانستن تحصیل، تدریس و تحقیق دروس حوزوی بوده است. به این معنا که با اینکه سه حوزه «تحصیل، تدریس و تحقیق»، همانند بسیاری از امور، یک امر پسندیده بود، ولی عالمان ربانی با آن معامله فریضه و تکلیف می‌کردند و آیه مبارکه ۲۸۶ سوره بقره:

«لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا»
و آیه ۳۹ سوره نجم:
«وَأَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَیٰ»
را در تمام عمر حوزوی عملیاتی می‌کردند.

تمام همت خود را در تحصیل، تدریس و تحقیق به کار می‌گرفتند و از هر امری که مانع از این توفیق می‌شد، پرهیز می‌کردند و همین موجب می‌شد که از دل چنین همت بلندی، عالمان ربانی بزرگی از حوزه به جامعه تحویل شود.

از همین رو، آیت‌الله بهجت در جدیت در تدریس آخوند خراسانی، صاحب کفایه، روایت می‌کنند:

«جدیت علما در اشتغال به بحث و درس به‌حدی عجیب و غریب بوده که نمی‌شود بیان کرد. گفتن آن خیلی مشکل است، مخصوصاً محققین آنها.

استاد ما نقل می‌کرد که تنها یک بار در درس مرحوم آخوند خراسانی شرکت ننمودم. علت آن هم این بود که باران شدیدی آمده بود و من یقین کردم که آن مرحوم برای تدریس نمی‌آید؛ زیرا هنگام باریدن باران، در جلوی خانه ایشان آب فراوان جمع می‌شد و لذا عبور و مرور از آن قطع می‌شد، ولی بعد معلوم شد که یکی از اهل علم، پایش را بالا می‌زند و مرحوم آخوند را پشت می‌گیرد و از آب عبور می‌دهد!

با چه مشقت‌ها و سختی‌ها عمری در راه درس و تدریس و بحث گذراندند و هیچ احساس خستگی و فتور نکردند! یک وقت مرحوم آخوند بر بالای منبر فرموده بود: «این تدریس، فکرِ چهل سال قبل است، ولی ریاست نگذاشت فکر کنم».

(در محضر حضرت آیت‌الله العظمی بهجت)

در همین راستا، آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند:

«وقتی که خدمت علامه شیخ ابوالحسن شعرانی بودم، سالی دو روز تعطیلی داشتیم؛ یکی روز عاشورا و دیگر روز شهادت امام حسن مجتبی و بقیه روزها را درس می‌خواندیم. یکی از خاطرات خوشی که از محضر شریف علامه شعرانی به یاد دارم این است که یک روز زمستانی که برف خیلی سنگین آمده بود، من از حجره مدرسه مروی بیرون آمدم و برف‌ها را نگاه می‌کردم و مردد بودم که به کلاس درس بروم یا نروم. اگر نمی‌رفتم، دلیل بر تنبلی من و عدم عشق و شوق من بود، لذا تصمیم گرفتم بروم.

خانه ایشان در چهارراه سیروس بود و من تا در خانه ایشان رفتم، ولی خجالت کشیدم در بزنم، چون برف سنگینی آمده بود و من نمی‌خواستم در این هوای سرد مزاحمت ایجاد کرده باشم. مدتی ایستادم که کسی بیرون بیاید، اما کسی بیرون نیامد. دیدم وقت درس هم می‌گذرد. به همین خاطر در زدم و آقازاده ایشان در را باز کرد و من وارد شدم و سلام کردم و به محض نشستن عذرخواهی کردم و گفتم: آقا، در این برف مزاحم شدم، می‌خواستم نیایم.

گفتند: چرا؟

گفتم: در این برف نمی‌خواستم مزاحم شوم.

مرحوم علامه شعرانی فرمودند: مگر شما که از مدرسه مروی تا اینجا می‌آمدید، گداها در سر راه‌ها ننشسته بودند و گدایی می‌کردند؟

گفتم: چرا.

گفتند: امروز آن‌ها بودند یا نبودند؟

گفتم: چرا، بودند. امروز روز کسب‌وکار آن‌هاست.

گفتند: خوب، آن‌ها که تعطیل نکردند، ما چرا تعطیل کنیم؟»

(رسانیوز و آداب الطلاب)

۲. «اخلاص در عمل»

دومین خصیصه عالمان ربانی و پیشگامان در تحصیل، تدریس و تحقیق، «اخلاص در کسب تحصیل حوزوی» بوده است.

به این معنا که آنچه در ضمیر و باطن عالم ربانی در سه حوزه «تحصیل، تدریس و تحقیق» می‌گذشت و همین زمینه‌ساز توفیق در این سه عرصه بوده است، آن بود که عالمان ربانی با این سه عرصه معامله دنیایی، کسب درآمد، وجاهت و موقعیت نمی‌کردند.

هرگز به دنبال آن نبودند که با دانش حوزوی به مدرک و اعتباری دست پیدا کنند، کانون توجه قرار بگیرند و دنیایشان آباد شود؛ بلکه به دنبال آن بودند که با تحصیلات عالیه حوزوی، توفیق بسط معارف اسلامی در جامعه را پیدا کنند و از این طریق، که مرضی رضای حق تعالی است، به وصال و لقای الهی برسند.

چراکه آنان نه‌تنها پیام آیه مبارکه ۱۰ سوره فاطر:

«مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ»

و نیز آیه ۱۱۰ سوره کهف:
«فَمَنْ کَانَ یَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا»

را باور داشتند، بلکه لحظه‌لحظه عمرشان دریافته بودند که کوه علم شدن، اولین قدم سقوط است و نور علم شدن، اوج توفیق و پرواز به عالم قدس است.

این‌گونه اندیشیدن و این‌گونه عمل کردن بود که از دل حوزه، مردان نامدار تاریخ در عرصه‌های گوناگون درخشیدند و ماندگار همیشه تاریخ شدند.

اگر بخواهیم نمونه بارزی برای این مطلب مطرح کنیم، می‌توانیم به جریان شیخ عباس قمی، نویسنده کتاب مفاتیح‌الجنان، اشاره کنیم.

ایشان در خاطرات خود برای پسرش آورده است که: وقتی کتاب منازل‌الآخره را نوشته و به چاپ رساندم، در قم شخصی بود به نام «عبدالرزاق مسئله‌گو» که همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه(س) احکام شرعی را برای مردم می‌گفت.

مرحوم پدرم، «کربلایی محمدرضا»، از علاقه‌مندان منبر شیخ عبدالرزاق بود؛ به‌حدی که هر روز در مجلس او حاضر می‌شد و شیخ هم بعد از مسئله گفتن، کتاب منازل‌الآخره که از تألیفات من بود را می‌گشود و از آن برای شنوندگان و حاضران، روایات و احادیث آن را می‌خواند.

روزی پدرم به خانه آمد و مرا صدا زد و گفت: «شیخ عباس! کاش مثل عبدالرزاق مسئله‌گو می‌شدی و می‌توانستی منبر بروی و از این کتاب که او برای ما می‌خواند، تو هم می‌خواندی.»

چند بار خواستم بگویم پدرجان! این کتاب از آثار و تألیفات من است، اما هر بار خودداری کردم و چیزی نگفتم و فقط عرض کردم: «دعا بفرمایید خداوند توفیقی مرحمت نماید.»

نمونه دوم اخلاص، آیت‌الله سیدحسین کوه‌کمره‌ای است که شخصیت بزرگی داشتند. نقل شده است ایشان که از شاگردان صاحب جواهر و شیخ انصاری و مجتهدی مشهور بود، حوزه درسی معتبری داشت و هر روز طبق معمول، در ساعت معین، به یکی از مسجدهای نجف می‌آمد و تدریس می‌کرد.

چنان‌که می‌دانیم، حوزه تدریس خارج فقه و اصول، زمینه ریاست و مرجعیت است و مرجعیت برای یک طلبه به این معناست که یک مرتبه از صفر به بی‌نهایت برسد. طلبه‌ای که شانس مرجعیت دارد، مرحله حساسی را طی می‌کند و مرحوم سیدحسین کوه‌کمره‌ای در چنین مرحله‌ای بود.

یک روز آن مرحوم از جایی بازمی‌گشت و نیم ساعت بیشتر به وقت درس باقی نمانده بود. فکر کرد در این وقت کم اگر بخواهد به خانه برود، به کاری نمی‌رسد؛ بهتر است برود به محل موعود و به انتظار شاگردان بنشیند.

رفت و هنوز کسی نیامده بود، ولی دید در یک گوشه مسجد، شیخ ژولیده‌ای با چند شاگرد نشسته و تدریس می‌کند. مرحوم سیدحسین سخنان او را گوش کرد. با کمال تعجب احساس کرد که این شیخ ژولیده بسیار محققانه بحث می‌کند.

روز دیگر راغب شد عمداً زودتر بیاید و به سخنان او گوش کند. آمد و گوش کرد و بر اعتقاد روز پیشش افزوده گشت.

این عمل چند روز تکرار شد. برای مرحوم سیدحسین یقین حاصل شد که این شیخ از خودش فاضل‌تر است و او از درس این شیخ استفاده می‌کند و اگر شاگردان خودش به جای درس او به درس این شخص حاضر شوند، بهره بیشتری خواهند برد.

اینجا بود که خود را میان تسلیم و عناد، و ایمان و کفر، و میان آخرت و دنیا مخیر دید.

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

روز دیگر که شاگردان آمدند و جمع شدند، گفت: «رفقا! امروز می‌خواهم مطلب تازه‌ای به شما بگویم؛ این شیخ که در آن کنار با چند شاگرد نشسته، برای تدریس از من شایسته‌تر است و خود من هم از او استفاده می‌کنم. همه با هم می‌رویم به درس او!»

از آن روز در حلقه شاگردان شیخ ژولیده، که چشم‌هایش اندکی تراخم داشت و آثار فقر از او دیده می‌شد، درآمد. این شیخ ژولیده‌پوش همان است که بعدها به نام حاج شیخ مرتضی انصاری معروف شد.

شیخ در آن وقت تازه از سفر چندساله خود به مشهد و اصفهان و کاشان برگشته و از این سفر توشه فراوانی برگرفته بود؛ مخصوصاً از محضر مرحوم حاج ملا احمد نراقی در کاشان.
چنین حالتی در هرکس باشد، مصداق «أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ» است. این اخلاص در عمل است که مرجع تقلیدی بگوید دیگری از من باسوادتر است.

۳. «آراستگی درون و بیرون»

سومین خصیصه عالمان ربانی، «آراستگی درونی و بیرونی» بوده است.

به این معنا که از آنجایی که عالمان ربانی به این باور داشتند که غرض نهایی از تحصیل، تدریس و تحقیق علوم حوزوی، بسط و گسترش معارف دینی و هدایت جامعه به سمت‌وسوی معنویت است، آنان به موازات دعوت اجتماع به کسب معنویت، خود مبادرت به «تخلیه» و ریشه‌کن کردن رذائل اخلاقی از باطن خویشتن و «تحلیه» و آراستن خود به فضائل اخلاقی می‌کردند.

چراکه این پیام مهم آیات ۹ و ۱۰ سوره شمس، پس از یازده قسم:
«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا «۹» وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا «۱۰»

را باور داشتند. کسب فضائل برای عالمان دینی، اگر بخواهند تأثیرگذار در قلب و روح جامعه باشند، در اولویت اول قرار دارد.

از همین روست که علامه جعفری می‌گوید:
«خودداری من از دیدن یک عکس زن، سرنوشت مرا عوض کرد.»
طلبه ساده‌ای بودم. درس‌هایم هم خوب نبود. یک روز چند طلبه دور هم نشسته بودیم. یکی عکسی از زنی دستش بود. گفت: این عکس زیباترین زن جهان است. کی حاضر است یک شب با این زن بودن را با یک لحظه دیدن علی(ع) عوض کند؟
عکس دست به دست توی آن‌ها چرخید. هنوز به من نرسیده بود که انقلابی در من ایجاد شد. از جایم بلند شدم، گفتم: من حتی دیدن عکس این زن را هم با دیدن عکس علی(ع) عوض نمی‌کنم، تا چه رسد...
همه معترض شدند که بابا، بیا ببین چه عکسی است؛ فقط عکس است دیگر! ولی من اعتنایی نکردم.

آن جمع را ترک و به طرف حجره‌ام رفتم. دیدم هوا به‌شدت گرم است و نمی‌شود به داخل اتاق رفت. دم در، روی پله‌ها نشستم، خوابم گرفت و به دیوار تکیه کردم. یک دفعه در خواب دیدم یک سالن بزرگی است، داخلش پر است از علمای بزرگ سابق. در صدر جلسه یک کرسی دیده می‌شد. علی(ع) روی آن نشسته بود، قنبر و مالک اشتر هم کنارش بودند.

دیدم در آن جمع، علی(ع) مرا مورد خطاب قرار داده و با نام، مرا به محضر خویش فرا خواند و از من تشکر کرد و مرا مورد لطف و محبت قرار داد.

از خواب بیدار شدم. هنوز آن لذتی که در خواب، با دیدن چهره مولا به من دست داده بود، همراهم بود. دیدم همه این نشستن و خواب و بیدار شدنم هشت دقیقه طول کشیده است. از جا برخاستم و دیدم هنوز طلاب سرگرم همان عکس هستند. به آنها گفتم: من نتیجه انتخابم را گرفتم.

از آن به بعد، به‌طور عجیبی به موفقیت‌های علمی پی‌درپی رسیدم که اگر علامه جعفری شدم، حاصل آن نگاه نکردن به عکس بود که سرنوشتم را عوض کرد.

۴. «استقامت در برابر مشکلات»

چهارمین خصیصه‌ای که زمینه‌ساز توفیق مضاعف عالم ربانی در تحصیل، تدریس و تحقیق است، «استقامت و صبر در برابر مشکلات» است.

چراکه عالم دینی از همان روز نخست ورود به حوزه می‌یابد ادامه کار در سه حوزه تحصیل، تدریس و تحقیق، قطعاً با مشکلات، به‌ویژه تنگدستی و سختی معیشت، روبه‌روست؛ ولی در همان حال به دو بشارت قرآنی، آیات ۵ و ۶ سوره انشراح:
«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»
توجه دارد.

اولاً طبق این آیات، از دل سختی‌ها موفقیت و نشاط بیرون می‌آید، نه بعد از سختی؛ چراکه آیه نمی‌گوید «بعد العسر یسراً»، بلکه با تکرار «إن» و با کلمه «مع» می‌گوید:
«إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»
ثانیاً بشارت می‌دهد که با هر سختی، دو فتح و پیروزی وجود دارد؛ چراکه «عسر» را با الف و لام معرفه و «یسر» را نکره آورده است.
همین باور است که تاب‌آوری عالمان ربانی در مقابل مشکلات را بسیار بالا و درس‌آموز کرده و می‌کند.

علامه حسن‌زاده آملی نمونه‌ای از این دست علماست؛ چراکه خود می‌فرمایند:

وقتی در تهران آن‌قدر به این کوچه و آن کوچه و این بنگاه و آن بنگاه سرگردان شده‌ام که متحیره و حیرت آمدند و تو را طاقت نباشد از شنیدن، از هر کسی که سراغ خانه می‌گرفتم، نخستین پاسخ پرسشم این بود که بچه داری؟

می‌گفتم آری، فقط دو نفریم و یک طفل رضیع به نام عبدالله داریم. جواب می‌شنیدم که خانه اجاره‌ای نداریم. آن هم با اخمی که بدتر از صد زخم، حتی به طفل شیرخوارم رحم نکرده‌اند، تا بالاخره در مسافرخانه‌ای یک باب اتاق محقر اجاره کردیم و مدتی در آنجا به سر می‌بردیم.

با آن وضع آشفته و آشفته، به درس و بحث خود و ادراک محضر مبارک اساتید آرام و شادکام بودم و حشرم با «الم نشرح» بود که «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا».»
همچنین فرزندشان در خاطره دیگری نقل می‌کنند:

یک یا دو بار از ایشان شنیدم که همان ایام، در مدرسه مروی یا مدرسه حاج میرزا ابوالفتح ـ تردید از من است ـ آنچنان گرسنگی فشار آورده بود که حتی تکه نان خشکی هم نبود.

می‌گفتند چند بار وصیت‌نامه نوشتم، زیر سرم گذاشتم: "من فلانی هستم و این اصل و نسب من است و از گرسنگی و فقر، جان سپردم"، اما خداوند عنایتی فرموده و نخواسته این عبد صالحش به این زودی از دست ما برود.

۵. «شجاعت و شهامت»

پنجمین خصیصه عالمان ربانی، «شجاعت» و استقبال از «شهادت» است؛ چراکه تسلیم‌پذیری در مقابل خواسته ظالمین و مستکبرین، معلول دل‌بستگی به دنیا و مظاهر دنیا و ترس از مرگ است.

از آنجایی که عالمان ربانی به حکم آیه ۱۱۰ سوره فاطر:
«إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ»

و آیه ۵۷ سوره مؤمنون:
«إِنَّ الَّذِینَ هُمْ مِنْ خَشْیَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ»

جز از خدا نمی‌ترسند و به حکم آیه ۱۶۹ سوره آل‌عمران:
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ»

شهادت را فوز عظیم و جاودانه می‌دانند، حاضرند مرگ را به آغوش بگیرند، ولی تسلیم زیاده‌خواهی دنیاطلبان و مستکبرینی چون آمریکا و تبهکارانی چون صدام و صهیونیست‌ها نشوند.
از همین روست که تنها در هشت سال دفاع مقدس، یک لشکر کامل از روحانیت، ۳۸۹۰ نفر، در دفاع از میهن و نظام اسلامی به فیض شهادت نائل شدند.

در هشت سال دفاع مقدس:

🔹 ۳٬۸۹۰ شهید
🔹 ۳٬۰۰۰ جانباز
🔹 ۳۰۰ آزاده
🔹 ۹۳ شهید روحانی مفقودالاثر
🔹 ۱۵۶ شهید روحانی ترور
🔹 ۳۰ شهید مجتهد مسلّم
🔹 ۷۰ شهید روحانی غواص
🔹 ۵۶۷ شهید در عملیات کربلای ۵

حوزویان به نسبت جمعیت، ۶ برابر دیگر اقشار جامعه، در دفاع مقدس رزمنده، شهید، جانباز و آزاده تقدیم اسلام و میهن کردند و در پیشاپیش آنان، شهدایی با مرتبه اجتهاد چون شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید صدوقی، شهید دستغیب، شهید مدنی و شهید قاضی طباطبایی قرار داشتند و در جنگ نیز فقیه و رهبر عالیقدر نظام اسلامی، امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، در صف مجاهدان حضور داشتند.

۶. «بصیرت و هوشمندی»

ششمین خصیصه عالمان ربانی که آنان را طبیب دل‌ها و فاتحان قلوب قرار داده است، «بصیرت و هوشمندی» است.

چراکه آنان به دلیل تهذیب نفس و کسب تقوا، از نعمت بزرگ باطنی «فرقان» برخوردارند و آیه ۲۹ سوره انفال در توصیف متقین می‌فرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا»
کسانی که از نعمت فرقان و قوه تشخیص برخوردارند، اولاً در جایی که غبار فتنه برافروخته شد و حق و باطل درآمیخته شدند، در تشخیص حق اشتباه نمی‌کنند و حق را به‌درستی می‌شناسند.

ثانیاً در زمان و فرصت نصرت‌رسانی به حق نیز اشتباه نمی‌کنند؛ فرصت‌شناس و موقعیت‌یابند و در زمان و موقعیت خودش در کنار حق می‌ایستند و دفاع می‌کنند.

آنچنان که فقیه زمان، علامه آیت‌الله العظمی جوادی آملی، هوشمندانه نه‌تنها نماز ویژه بر امام شهید خواند، بلکه در مقام تفسیر نماز برآمد و فرمودند:
ما، اگر عنایت کرده باشید، در نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی، مرز شهادت را از مرز قتل عادی جدا کردیم. شهادت معنای عام؛ «مَن قُتِلَ دُونَ مَظْلِمَتِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ». این نصوص مطلق است. اگر کسی در راه حق کشته بشود، برای حفظ مال خودش کشته بشود، برای حفظ حریم خودش کشته بشود؛ «مَن قُتِلَ دُونَ مالِهِ ظُلماً فَهُوَ شَهِیدٌ». این شهادت به معنای اعم است. اما شهادت به معنای خاص که ما بگوییم این شخص شهید است، این با میت فرق دارد.

و همچنین فرمود:لذا در بحث نماز، آنجایی که بحث از صیانت از اسلام و قرآن و اهل‌بیت بود و همت بزرگ و بزرگوار این شهید «رضوان الله علیه»، تلاش و کوشش ایشان و همراهانی بود، به عنوان «شهید» مطرح شد؛ «اللهم، اللهم، اللهم إنه نزل عندک شهیداً للإسلام و القرآن و العترة».

و در ادامه اظهار داشت: آنجایی که بحث حفظ استقلال ایران و مملکت ایران و اقتصاد ایران و حریم ایران و این تعابیر بود، تعبیر به «قتیل» شد. «اللهم، اللهم، اللهم إنه نزل عندک قتیلاً للإسلام، قتیلاً للأمة المسلمة، قتیلاً لسیاستها، قتیلاً لصیانتها، قتیلاً لکیانها، قتیلاً لعظمتها و سیادتها و مولویتها و وحدتها». شهادت به معنای أعم شامل همه این موارد می‌شود، چون اصل کلی این است؛ «مَن قُتِلَ دُونَ حَقِّهِ فَهُوَ شَهِیدٌ».

در حمایت از رهبری آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای فرمود:

بزرگواری که الان به جای رهبر شهید انقلاب اسلامی نشسته است «حفظه‌الله»، صالح بعد صالح، برای ماها کاملاً قابل قبول است که جای او نشسته و فکر او را انجام می‌دهد، کار او را انجام می‌دهد. وظیفه ما تأیید ایشان است؛ همچنان که تأیید آن بزرگوار را داشتیم، وظیفه ما حفظ ایشان است؛ همان‌طوری که حفظ آن بزرگوار را داشتیم. این وظیفه ماست.

همچنین در حمایت از تجمع شبانه مردمی که در ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ برآمده بود، در پیامی به حوزه علمیه آمل می‌فرمایند:

این بزرگان و عزیزانی که شب‌ها مهمانان دین‌اند، خدای سبحان در قرآن کریم فرمود: «هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ»؛ فرمود گاهی خدا با فرشته، گاهی از رهگذر غیب، گاهی از رهگذر حضور مردمی، دین را اداره می‌کند.

الآن این عزیزان، این بزرگان، این خواهران، این دختران، این مادران، این برادران، این فرزندان، این پسران، اینها نیروهای الهی‌اند و به اذن خدا به صحنه آمدند تا بیگانه طرفی نبندد، طمعی نکند، وحدت اسلامی را، تمامیت ارضی را، کشور عزیز و مهربان ما را از ما نگیرد و تهاجم نکند.

اینها نیروهای الهی‌اند، برکات الهی‌اند. امیدواریم ذات اقدس اله این نظام را که به برکت خون‌های پاک شهدا، رهبر شهید و سایر عزیزان، گرامی شد و معزز شد، عزیزتر نگه بدارد و پایدار کند و به فردفرد ملت بزرگ و بزرگان ایران اسلامی سعادت و سیادت و جلال و شکوه مرحمت کند و فردفرد عزیزانی که این شب‌ها را احیا می‌دارند ـ اینها احیای شب است، احیای دین است، احیای مکتب است، احیای مرام است ـ خدا اینها را مورد عنایت و عز و جلال و شکوهش قرار بدهد. هم گذشته‌ها و شهدا را با شهدای صدر اسلام محشور بکند و هم بزرگان و عزیزانی که رهبری این امور را به عهده دارند، مشمول عنایت ویژه قرار بدهد.

۷. «معنویت‌گرایی»

هفتمین خصیصه عالمان ربانی، «معنویت‌گرایی و مداومت در شب‌زنده‌داری» است.

به این معنا که هرچند آیات ۱ تا ۵ سوره مزمل خطاب به پیامبر گرامی است، ولی عالمان ربانی چون هدفشان در راستای رسالت نبی گرامی بود، خود را مخاطب آیات مبارکه می‌دیدند.
از همین رو در شب‌زنده‌داری و خواندن نماز شب مداومت داشتند تا بتوانند به مقام محمودِ بشارت داده‌شده در آیه ۷۹ سوره اسراء:
«وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَیٰ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا»
دست یابند.

از همین رو، ماندگارترین و زیباترین خاطره از عالمان ربانی، همین مداومت در نماز شب است.

از همین رو، در مصاحبه‌ای، امام شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره استاد مطهری می‌فرمایند: «هنگامی که به مشهد آمدند، گاهی اوقات به منزل ما وارد می‌شدند. البته ایشان در مشهد آشنا داشتند و جا و مکان هم داشتند، منتهی به خاطر علاقه‌ای که من به ایشان داشتم و خودشان هم این علاقه را می‌دانستند، مستقیماً به منزل ما می‌آمدند.

اتاقی که ایشان شب‌ها می‌خوابیدند، یک در فاصله داشت با اتاقی که من شب می‌خوابیدم. ایشان همیشه وقت خواب مقید بود به خواندن قرآن نیمه‌شب. صدای ایشان را شنیدم که در هنگام تهجد و نماز شب خواندن، گریه می‌کردند. البته نماز شب‌خوان زیاد داریم.

اما نماز شب‌خوانی که در آن نیمه‌شب با آن حال اشک بریزد و گریه کند، کم داریم. بعدها از دوستان قدیمی ایشان، مثل آقای منتظری و دیگران، شنیدیم که ایشان از همان زمان طلبگی هم نماز شب می‌خوانده و اهل تهجد بوده‌اند.

۸. «مردمی بودن روحانیت شیعه»

هشتمین خصیصه عالمان ربانی، «مردمی بودن» آنان است.

به این معنا که هرچند بین آنان و طبقات اجتماعی از نظر سلوک علمی، عرفانی و سیاسی فاصله معناداری وجود دارد، ولی این مراتب به دلیل سلطه داشتن علمای ربانی بر نفسانیات، هرگز برای آنان تعین ایجاد نکرده است تا مرزبندی بین خود با طبقات اجتماع ببینند؛ بلکه خود را از جنس مردم دانسته و می‌دانند.

چراکه توصیه و سفارش امام علی(علیه‌السلام) این‌چنین است:
«خالطوا النّاس مخالطةً إن متم معها بکوا علیکم و إن عشتم حنّوا إلیکم.»
(نهج‌البلاغه، حکمت ۱۰)
«با مردم چنان زندگی کنید که اگر مردید بر شما بگریند و آنگاه که در کنار آنان به سر می‌برید، به شما عشق بورزند.»
پرورش‌یافتگان مکتبش، مردمی بودن را برای خود اصل می‌دانند.

جمع‌بندی

همین خصیصه‌ها موجب شده است که هریک از عالمان را توفیق ویژه‌ای متناسب با زمان و موقعیت خاص دهد تا منشأ بزرگ‌ترین تحولات علمی، عرفانی و سیاسی شوند.
از دل همین مکتب، شخصیت استثنایی چون امام راحل برخیزد، پایه بزرگ‌ترین تحول سیاسی در تاریخ را بنا نهد و نظام حکومتی اسلامی را تأسیس نماید.

و امام شهید، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، با نفس گرمش ملتی را در مقابل جهان طاغوت‌زده پس از شهادتش مبعوث نماید و ایران اسلامی را به قدرت اول جهان تبدیل کند.
اینها همه نشان می‌دهد که توفیق عالمان ربانی و شهدای روحانی، محصول یک ویژگی یا یک عامل منفرد نیست؛ بلکه نتیجه پیوند علم، اخلاص، تهذیب، صبر، شجاعت، بصیرت، معنویت و مردم‌داری است.

اگر حوزه‌های علمیه امروز نیز بتوانند این هشت خصیصه را در سلوک علمی و عملی خود احیا و تقویت کنند، می‌توان امیدوار بود که بار دیگر از دامان حوزه، عالمانی برخیزند که نه‌تنها طبیب دل‌ها، بلکه منشأ تحولات بزرگ علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در جامعه اسلامی باشند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha